مصباح اندیشه در تعالی زن/ گفتگو
73 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : کتاب زنان ) زمستان 1377 - شماره 2 )(14 صفحه - از 10 تا 23)
تعداد شرکت کننده : 0

به نظر حضرتعالی مهمترین شاخصه‏های جامعه‏ی مدنی و دینی در موضوع زنان چیست؟

جامعه‏ی مدنی، یک تعریف آکادمیک واحد و حوزه‏ی منحصری ندارد و از مفاهیمی است که هر مکتبی، مختصاتی ویژه و معانی متناسب با اصول موضوعه خودش را برای آن تعبیه کرده است. جامعه‏ی سیاسی و مدنی اگر در بستر انسان‏شناسی اسلامی باشد، نگاهش به انسان و حقوق زن در تمام ابعاد، متفاوت است، با آنکه در بستر انسان‏شناسی لیبرال یا مارکسیستی و یا فاشیستی باشد. مکاتب ماتریالیستی، اعم از فاشیسم، لیبرالیسم، کمونیسم از نقطه نظر معرفت شناختی و انسان شناختی آبشخور اولیه‏شان مشترک است. علیرغم آنکه در فروع و نحوه‏ی توصیه‏هایی که برای نظام‏سازی اجتماعی می‏نمایند، متفاوتند. ولی نوع نگاه آنها به فضیلت، حقیقت و انسان، تقریبا در اصول، مشترک است و نباید از هسته‏های مشترک این مکاتب علیرغم تعارضات تاریخی آنان غافل شد. تعریف جامعه‏ی مدنی، تعریفی جامع و مانع نیست و به تقریرهای بسیار مختلفی معنا شده، که گاهی حتی متضاد است. پس هر مکتبی جامعه‏ی مدنی و حقوق بشر را در بستر اصول موضوعه خود و در چارچوب تعریفی که از انسان، سعادت، شقاوت و حقوق و وظایف دارد، تعریف نموده است. ولی من پیشنهاد می‏نمایم که، سراغ گفتمان اسلامی که بر مبنای شریعت الهی و براساس حقوق و وظایفی که مبتنی بر وحی است، برویم و در مورد خانواده و روابط زن و مرد و نهادهای اجتماعی گفتگو کنیم. و بحث خود جامعه‏ی مدنی را مستقلاً در وقت دیگری پی بگیریم.

به نظر شما نقش خانواده در جامعه‏ی مدنی چیست؟ وچه تفاوتها و اشتراکهایی با خانواده، در جامعه‏ی دینی دارد؟

اجازه بدهید من این سؤال را اینطور تصحیح نمایم، جامعه‏ی مدنی، چیزی در مقابل جامعه‏ی اسلامی نیست، ما جامعه‏ی مدنی مطلق، در برابر جامعه‏ی دینی نداریم، عرض کردم که جامعه‏ی مدنی در بستر تفکر اسلامی یک معنا می‏یابد و در بسترهای دیگر، معنای دیگری دارد. مثلاً جامعه‏ی مدنی لیبرال سرمایه‏داری، که تقریر خاصی از جامعه‏ی مدنی بوده است و الان از آن بیشتر به جامعه‏ی مدنی غربی یا سکولار تعبیر می‏شود، بله،

این نوع جامعه‏ی مدنی با جامعه‏ی اسلامی منافات دارد. هم جامعه‏ی دینی و هم جامعه‏ی مدنی، مفاهیم عامی هستند و در موقع بررسیِ نسبت آنها با هم، باید با دقت بیشتری گفتگو کرد. پس سؤال را اینطور مطرح کنیم که تفاوت نقش خانواده و زن در جامعه‏ای که براساس اکثریت اسلامی و شیعی طراحی شود، با جامعه مدنی لیبرال سرمایه‏داری که امروز آرمانشهرهایشان هم تشکیل شده و پیش روی ماست که چه بر سر زن و خانواده آمده است، چه تفاوتهایی دارد؟

نگاه دینی به خانواده، با نگاه ماتریالیستی به خانواده متفاوت است، ریشه‏اش هم این است که ماتریالیسم اعم از مارکسیسم، لیبرالیسم و به ویژه تفکر لیبرال، انسان را در درجه اول، موجودی غریزی می‏دانند. تفکر لیبرال، انسان را موجودی غریزی می‏داند. فلاسفه لیبرال از متأخرین و متقدمین، عقلانیت و نیز اخلاق را در طول غریزه می‏دانند و معتقدند که همه‏ی انسانها، ابتدا میل می‏کنند و بر اساس امیال و تمایلات خود به فکر کردن مشغول می‏شوند که چه جور امیال خود را سریعتر و کم‏هزینه‏تر ارضا نمایند. عقلانیت، در سنت لیبرالی، عقلانیت ابزاری است و طبق تعریفی که کرده‏اند معنی آن این است که همه‏ی اهداف از حیث عقلانی بودن در عرض هم هستند، چون اهداف، در حوزه‏ی ماوراء الطبیعی فلسفی وکلامی و حکمی اصولاً قابل ارزیابی نیستند نه اثباتا و نه نفیا. و هرکسی براساس تمایلات ، سلیقه و میلش به علتی کاری را انجام می‏دهد، لذا در مقام اهداف، انسانها، تابع علتها هستند نه دلیلها. یعنی چیزی را می‏خواهند و هرکسی، هرچه بخواهد، تنها به خودش مربوط است و پلورالیزم فکری و عقیدتی در جامعه‏ی مدنی غربی هم معنایش این است که چون همه‏ی دستگاههای اخلاقی، بالسویه است، و نمی‏توان گفت کدام مجموعه‏ی اخلاقی، درست‏تر از دیگری است، نقطه‏ی اخلاقی وعقاید از آن جاهایی است که نقطه‏ی کور عقل ماست لذا، آنجا هرکس، هر انتخابی نمود آزاد است و البته عملاً ملاک اخلاقی در تفکر لیبرالی اصالت لذت است. در آن جامعه‏ی مدنی، آنچه به آن اصالت می‏دهند لذت و سود است، با ملاکهای کمّی و هرچه بیشتر، بهتر. و اگر صحبت از «خیر» می‏شود، چه در نهاد خانواده و چه سایر نهادهای اجتماعی، صرفا به این معناست که مآل و هدف، هرچه هست نهایتا به سود و لذت دنیوی بیانجامد، بله، در انتخاب وسیله

برای نیل کم هزینه‏تر به هدف، عقل به کار می‏رود ولی در تعیین اهداف خیر، بزرگان فلاسفه لیبرال گفته‏اند، این یک نوع انسان‏شناسی است که انسان را اصالتا موجودی غریزی می‏داند. برخلاف اسلام که انسان، را موجودی عقلانی می‏خواهد. درست است که انسان بالفعل، موجودی طبیعی و غریزی است، اما این انسان قابل تربیت است و باید نیروی عقل و فطرت در آن تقویت شود و می‏تواند تصمیم‏های عقلانی و غیرنفسانی بگیرد. حتی در مقام اهداف و نه فقط وسایل. لذا اسلام، نه فقط عقلانیت ابزاری، بلکه قبل از آن و مهمتر از آن، عقلانیتِ هدف را مطرح می‏کند و عقلانیت وسیله، در طول عقلانیت هدف مطرح می‏شود. حالا به سراغ خانواده بیاییم، در نگاه ماتریالیستی و لیبرالی.... زن وخانواده هم در درجه اول براساس اصالت لذت و نهادی با این کارکرد نگریسته می‏شود و خانواده در مهمترین کارکردش تأمین لذت جنسی است و ضرورتهای زندگی جمعی نظیر تولید مثل و نه بیشتر و به اینها هم نگاه مرد و زن در این جامعه‏ی مدنی، نگاه انسان به انسان نیست، فقط ارتباط مذکر و مؤنث است. ارتباط جنس، در درجه اول است لذا به محض اینکه احساس شود که راههای دیگری برای لذت جنسی وجود دارد، بدون آنکه تن به پذیرش مسئولیت خانوادگی بدهد، به طور طبیعی سراغ آن راهها می‏رود و این طبیعی است که اگر اهداف، متعالی و انسانی نباشد و صرفا ارضای غریزه‏ی جنسی، مطرح باشد، مسلم، انسانی که اینگونه به جنس مقابل خود نگاه می‏کند، به محض آنکه راههای راحت‏تری پیدا کند، کمتر به سراغ خانواده می‏رود و یکی از علل از بین رفتن یا تضعیف نهاد خانواده در چنین جوامعی همین بوده است. مرد و زن هیچ دلیلی نمی‏بینند که تن به تشکیل خانواده بدهند. وقتی بیرون از نهاد خانواده می‏تواند نیاز خود را مرتفع کند، چرا تن به تکلیف شاق خانوادگی بدهد؟! این پرسش در آن منطق، جوابی ندارد، اما خانواده حتی اگر جزء طبیعی‏ترین و غریزی‏ترین نیاز انسان باشد. جنبه تمدنی دارد.

نگاه اسلام به تشکیل خانواده، یک نگاه الهی و ارزشی به قضیه است. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله که تهذیب نفس انسان را در درجه اول اهدافشان قرار دادند، رشد و کمال انسانها را مدنظر دارد و تمام عملکردهای فردی وجمعی برای همین تهذیب است، نیازهای غریزی و طبیعی را وسیله‏ای در همین مسیر می‏بیند. اسلام به غریزی‏ترین اعمال حتی در روابط جنسی، یک نگاه ارزشی را حاکم می‏کند. همان پیامبری که برای تهذیب آمده است در این مسئله هم از اجر و ثواب، صحبت می‏کند و تفکیکی میان نیازهای طبیعی انسان که باید به روش مشروع ارضا شود، با نیازهای فوق طبیعی نمی‏کند. در این نگاه، خانواده، نهادی مقدس است و حتی تأمین غریزه جنسی و تولید مثل از منظر مادی محض، تعقیب نمی‏شود، و به کمال انسان و صیرورت زن و مرد و کودک نگاه می‏شود.

اسلام در مورد رابطه‏ی زن و شوهر با هم متذکر می‏شود که شما باید برای یکدیگر، مایه آرامش و سکن شوید و این آرامش، صرفا جنسی نیست بلکه آرامش روحی و معنوی هم مدنظر است. آیا آنجا که می‏گوید شما نسبت به هم، جنبه لباس و پوشش دارید باید مراتب حرمت یکدیگر باشید. از این تعابیر قرآنی استفاده می‏شود که جوهره‏ی خانواده از نظر اسلام با خانواده‏ای که در منطق غرب هست، متفاوت است. در تفکر اسلامی، میان خانواده‏ای انسانی با لانه حیوانات تفاوت ماهویی وجود دارد.

متأسفانه در کنار منابع اسلامی از حقوق زن، خطر دیگری هم تحت عناوین فمینیستی در بعضی نشریات فعال است. زمینه این تفکر را چگونه ارزیابی می‏فرمائید. هدف از طرح این تفکر چیست؟

بخشی از زمینه‏سازیها، بیشتر سیاسی و نوعی مبارزه علیه مبانی تئوریک اسلام است و یک ترجمه زدگی افراطی و تحت اللفظی و بدون دقت در مبانی فلسفی و کلامی حاکم بر آن است. یک بخش هم به نقص و کم کاری متولیان نشر تفکر در جامعه بر می‏گردد که انصافا کم کاری کرده‏اند. در حوزه بعضی ازمبانی تئوریک اسلام، حتی قبل از انقلاب بیشتر کار شده است. در این ده، پانزده سال، متأسفانه در این کشور به قدر لازم کار فکری و تولیدی مهم در حوزه دینی انجام نشده است. مثلاً در مورد حقوق زن هنوز باید به کتاب مرحوم علامه طباطبایی یا شهید مطهری، که سی سال قبل نوشته شده رجوع کنیم، از جمله آثار این کم کاری، همین است که تحت عنوان فمینیسم، نظام حقوقی غلطی ترجمه می‏شود. اگر پاسخ اسلامی مسایل را ندهید، پاسخهای غلط از راه خواهد رسید. البته باید گفت قضاوت در مورد فمینیسم در غرب با آنچه که در ایران ترجمه و ترویج می‏شود تفاوت دارد. در اینجا یک خصلت قشری، روبنایی، سطحی و سیاسی بر آن حاکم است، اما در غرب باید دید که گرایشات گوناگون فمینیسی چه ریشه‏هایی داشته است. حتی باید به بخشی از جریانهای فمینیسیتی ... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی